X
تبلیغات
خلوتگه بی‌نام
Kelasema-1387.ir : نشانی جدید کلاس ما|دانشجویان ادبیات عرب دانشگاه تهران ورودی 87

ای ماه بایست تا نگاهت بکنیم
گاوی، شتری ذبح به راهت بکنیم

خورشید که چادرشب از سر انداخت
شرمنده که بایِست سیاهت بکنیم

مسلم سلیمانی – 8 اردیبهشت 1392


برچسب‌ها: ماه, شعر, مسلم سلیمانی

ارسال در تاريخ جمعه 10 خرداد1392 به قلم مسلم سلیمانی

یک سال روزها به سختی گذشتند.

ناامیدی، استرس ... نتیجه ها روز 22 اردیبهشت 92 اومدن. همه ترسم از این بود که مبادا دل این همه دوست و آشنا و مخصوصا مادرم با شکست من بشکنه؛ خدا رو شاکرم که بازم روزای سخت دستم رو گرفت و شرمنده این عزیزان نشدم.
حالا فردا انتخاب رشته س و من داشتم به این فکر می کردم، دوباره کدوم نیمکت(دوره کارشناسی نیمکت داشتیم. نیمکتای رؤیایی) یا شایدم تک صندلی منتظر منه؟! من که هنوز، یعنی ما 87یای رشته زبان و ادبیات عربی دانشکده ادبیات دانشگاه تهران هنوز هم فکر می کنیم 87هیچ وقت تمام نمیشه و ما 87ی می مونیم...

رضا، جابر، نصیر، امین، هادی، سعید، علی، صادق، علیرضا، عباس، سیدامیری، عنبری،...استاد مقدسی، رضایی، کاشفی، نیازی، سیبویه، دزفولی، شبستری، ملاابراهیمی، فقهی،فؤادیان، فراتی، اصغری، طهماسبی ...



ارسال در تاريخ سه شنبه 24 اردیبهشت1392 به قلم مسلم سلیمانی

تنها تو مرا به خلوتت بردی،.... تو

غم های مرافقط تو، می خوردی،... تو


من قطره به قطره آب می رفتم تو

خاکسترداغ، درمی آوُردی تو


با بیست نخ ازبرادرانت دیدیم

نه فارس، نه لر، نه ترک، نه کُردی، تو


امابه زبان گرم مادرزادیت

گفتی که تو زنده باش و پس،...مُردی تو

مسلم سلیمانی


برچسب‌ها: مسلم سلیمانی, سروده های مسلم سلیمانی, شعر فارسی

ارسال در تاريخ چهارشنبه 11 اردیبهشت1392 به قلم مسلم سلیمانی

این روزاپی یه خونه بایه همخونه می گردم

منوبی گریه بفهمین من یه عمره دردکردم

میشه وقتی خسته میشی ازهمه بیزارباشی

بری زیرچتربارون دنبال دیوارباشی

توی لحظه هام که باشی پرازعاشقونه میشم

امااین فقط توخوابامه دارم دیوونه میشم

یه پای عاشقی ما داره انگاری می لنگه

منومی ترسونی ازعشق که یه دل داری وسنگه

مسلم سلیمانی – فروردین 92

*دوشنبه داشتم از جلو اداره پست رد می شدم. هوایی شدم رفتم دفترچه خدمتم رو گرفتم و حالا با دو تا بازوی واکسن خورده و کلی مهر و امضاء دفترچه کامل شده؛ فقط مونده یه گواهی فراغت از تحصیل که تحصیلات تکمیلی و آموزش دانشکده مون خیلی اذیتم کردند. اونم درست شد بریم یه هوایی به سر کچلمون بخوره، بلکه حالمون عوض شد. تا خدا چی بخواد؛ برگردم برای ادامه نحصیل یا ...
* عیدمون هم که این جوری تموم شد... . "عباس جان" روحت شاد. هرگز فراموش نمی شی!!!







ارسال در تاريخ پنجشنبه 22 فروردین1392 به قلم مسلم سلیمانی
14.00

نه شبها روزدارند و نه روزاخوب شب میشه
عزیزم بی‌تو اینجامن فقط جونم به لب میشه

 

میون این همه آدم دلم دنیایی ازحرفه

درسته؛ هرکه بامش بیش همون اندازه هم برفه

 

توباشی کاش باشی توکه حالم حال خوبی نیست

نباشی سالهای من عزیزم سال خوبی نیست

 

بگوحرفات، لبخندات، غم قلبم رو بِستونه

توکه باشی،.. بهارمن شروعش از زمستونه

28 دی ماه 1391
شعرازمسلم سلیمانی

 



ارسال در تاريخ چهارشنبه 9 اسفند1391 به قلم مسلم سلیمانی

نمی گویم فراموشش مکن، گاهی به یاد آور

اسیری را که میدانی نخواهی رفت از یادش

عاشق اصفهانی


برچسب‌ها: تک بیتی

ارسال در تاريخ جمعه 4 اسفند1391 به قلم مسلم سلیمانی
از خلوتگه بي نام حمايت مي کنم